بسم الله الرحمن الرحیم
عجب شعار معرکه ای است: «یا مرگ یا خامنه ای». هم به دهان می نشیند هم دل را جلا می دهد. این یعنی خامنه ای برای ما دیگریِ مرگ است. خود خود زندگی است. ما نیامده ایم که برای خامنه ای -بله هر آدم غیر بهانه جوی غیر کژاندیشی می داند که وقتی می گوییم برای خامنه ای یعنی برای آرمان های اسلام و آنچه رسول الله(ص) برایش مبعوث شد- ... می گفتم: ما نیامده ایم برای خامنه ای بمیریم. مردم و فدا کردن جان البته کار راحتی است. مخصوصا اگر میزانسن خوبی داشته باشد، شکل و شمایلش تمیز باشد و مهم تر از همه زیر دوربین های ناغافل مداربسته یا تصویربرداران هوشیار پنهان انجام شود. به قول آن نویسنده کار درست: این چنین مردن برای هر عاشقی راحت است و چه بسا خیلی از به ظاهر عاشق های ساده دل از همین طریق جان خود را تلف کرده باشند. چقدر حاشیه. اصل کلام ماند. ما نیامده ایم برای خامنه ای بمیریم، ما آمده ایم به قاعده شهدا زندگی کنیم. اصل اصل زندگی. ناب ناب. مردن یک لحظه بیشتر نیست. اما زندگی چیز بیشتری است. به همین قاعده اگر شهید سیدحسن می گفت: اگر «هزار بار» ما را بسوزانید و خاکسترمان را رها کنید دست از خامنه ای بر نمی داریم، این «هزار» را به نمایندگی از بی نهایت گرفته بود. به نمایندگی از افقی که به ننگ شمارش در نمی آید. لذا اگر اندک رمق و نیمه جان و خرده آبرویی برایمان باقی مانده، همان ها را سر دست بگیریم و با عمق جان زندگی را تمنا کنیم: یا مرگ یا خامنه ای